بی خوابی – قسمت شانزده

داستان بی خوابی
به نام خدا بی خوابی نوشته علیرضا داودی نیا قسمت شانزده وقتی سعید رو انقدر خوشحال میدیدم تموم سختی ها رو فراموش میکردم. مثل اینکه اوضاع واقعا داشت خوب میشد.…
نمایش مطلب